دانلود
  
 روذانه تعدادی فایل و نرافزار کاربردی برای دانلود...
 
مهر 1385
ش ی د س چ پ ج
1 2 3 4 5 6 7
8 9 10 11 12 13 14
15 16 17 18 19 20 21
22 23 24 25 26 27 28
29 30          
 
-
آرشیو

سریال دوستان Friends سریال دوستان Friends
امکان نداره این سریال را ببینید و از خنده روده بر نشید
آموزش نفوذ در دلها
روشهای موثر ایجاد علاقه و اصول برقراری روابط صمیمانه را بیاموزید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
پنجشنبه 20 مهر ماه سال 1385
امراه و الیسا - گوگوش - کوروش صنعتی - فرزاد صادقی
 
آلبوم جدید و زیبای فرزاد صادقی به نام لحظه عاشقی
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
یه آهنگ زیبا از کوروش صنعتی ( عشق من )
 
 
 

 
آهنگ جدید و زیبا از امراه و الیسا ( ترک / عرب )
 
 
 
 
 
ویدیوی سنگر بی سنگ از گوگوش
 
 

 
پنجشنبه 13 مهر ماه سال 1385
هنگامه ( ارتش صلح ) -
 
آلبوم جدید و زیبای هنگامه ( ارتش صلح ) واقعا قشنگه!
 
 
 
 
 
 
 
 

آهنگ سریال زیر زمین
 
 
آهنگ سریال زیرزمین با صدای احسان خواجه امیری.
 
 
تیتراژ ابتدایی برنامه تمام ماه با صدای احسان خواجه امیری
 
 
تیتراژ آخر برنامه تمام ماه با صدای احسان خواجه امیری
 
 
کلیپ صوتی تواشیح اسما الحسنی (همون تواشیحی که اسما خدا رو می شماره)
 
 
کلیپ صوتی تواشیح ربنا  که خیلی قشنگه
 
 
کلیپ صوتی تیتراژ سریال بوی خوش زندگی با صدای مجید اخشابی که از شبکه تهران پخش میشه.
 
 
کلیپ صوتی تیتراژ آغازی سریال آخرین گناه
 
 
کلیپ صوتی تیتراژ پایانی سریال آخرین گناه
 
 
کلیپ صوتی تیتراژ برنامه جزر و مد
 
 
کلیپ صوتی تیتراژ اول سریال صاحب دلان
 
 
کلیپ صوتی تیتراژ پایانی سریال صاحب دلان
 
 
کلیپ صوتی دعای ربنا با صدای استاد شجریان

 
چهارشنبه 5 مهر ماه سال 1385
داستانهای کشکی   ( قسمت دوم ) - امید ( انتظار )

خیلی ماجراها بود اما سعی کردم خلاصه کنم و بیشتر از این نشه. من 19.5 سالمه. اهل تهران.تو خانواده همه نوع آزادی دارم به جز رابطه با دختر. علاقه هام  به ورزش و رانندگی و رفاقت و...ایناست

یه ذره بیش از حد احساساتی هستم و به شعر و شعر گفتن زیادی علاقه دارم و با کسایی هم که اهل موسیقی و شعر باشن کلی حال می کنم.
مسائل معنوی و اعتقادی همیشه برام خیلی مهم بوده و همیشه سعی کردم خدارو از یاد نبرم. بنده خوبی نبودم اما سعی کردم گناه  نکنم و ازش فاصله نگیرم.
هیچ وقت اهل دوست دختر و اینجور مسائل نبودم اما یه وقتی به خودم اومدم که..
 
داستان از انجایی شروع شد که من 13 آبان 1383رفتم اینترنت و تو چت با یاسمن آشنا شدم.اون موقع یاسمن تازه می خواست با امیر علی که 4 ماه قبل باهاش دوست شده بود به هم بزنه.با کلی اصرار بالاخره شمارش و داد و گفت تا آخر هفته صبر کنم.فرداش آف گذاشت زنگ نزنم و... نمیدونم چرا؟ 2 ساعت بعد دوباره آف گذاشت که نظرش عوض شده واجازه داد زنگ بزنم(چه خبر بودا!!!) و دوستیمون شروع شد.هنوز ندیده بودمش. من با مدرسه رفتم مشهد و اون به..موبایلم زنگ میزد تا اینکه موقع رسیدن به تهران باتری موبایلم تموم شد اومدم خونه و موبایل و زدم به شارژ و خوابیدم.وقتی پا شدم مادرم گفتن که این شمارهء کی؟نگو یاسمن خانوم چند بار به خونه و موبایل زنگ زده ...و من تابلو شدم.مامانم زنگ زد به خونشون وهمه چیز خراب .شد.از اون موقع به بعد من در محدودیت شدیدی بودم.ولی با هم موندیم.بعد از مدتی تونستیم قرار بزاریم و همدیگرو دیدیم.خلاصه همین طوری داشتیم ادامه میدادیم.اون زمان من آدم زودرنجی بودم.اخلاقم هم خیلی خوب نبود.چندتا دروغ بهش گفتم(البته 3 4 ماه پیش خودم گفتم دروغ گفتم).واسش زیاد خرج نکردم.بهش امید ندادم و ...(اینار و به رخم کشید و میگفت امیر اینجوری بود...) وقتی یاسمن با امیر به هم زد حالش بد بود و گریه میکرد و... من کنارش بودم سعی می کردم آرومش کنم وبداخلاق نیاشم و بد اخلاقیاش را تحمل کنم و...اما کی اینارو میدید.فقط بدیهام و میدید.
خلاصه اش کنم من بعد از 5 6 ماه حس کردم یکم سرد شده با من.7خرداد ازش پرسیدم چی شده که به من گفت میخواد ترکم کنه.به جون خودم مردم.از اون به بعد کار من شده بود گریه و التماس.هر چی من بیشتر التماس می کردم.یاسمن جون بیشتر بی اعتنایی می کرد.اواخر تیر گفت با خانواده می خواد بره انگلیس.منم باور کردم. 31 تیر زنگ زدم تولدش را که اول شهریور بود تبریک گفتم.به من گفت میخوان برن و منم...
دو روز بعد زنگ زدم خونشون 15تا بوق آزاد زد و کسی بر نداشت.اون موقع فهمیدم خونشون را عوض کردن قبلا گفته بود تو تابستون عوض می کنن.
بعد از 15 روز جواب پیغام من و تو اینترنت داد و گفت مجبور بود دروغ بگه و فرار کنه.از اون به بعد یعنی اوایل مهر تا بهمن 84 کار من شده بود التماس تو اینترنت.غرورم را شکوندم و خرد شدم و... اما سودی نداشت.یاسمن رفت و من تنها شدم.خیلی از دوستام سعی کردند من و با یکی دیگه دوست کنن اما من نمی تونستم باسمن و فراموش کنم.ناگفته نمونه 1ماه زوری با یکی دوست بودم ولی اصلا بهش احساسی نداشتم.تو سال پیش دانشگاهی بودم و در اوج نا امیدی.به هرحال اون سالم گذشت و من به لطف خدا دانشگاه سراسری توی تهران قبول شدم. قبل از عید 85 یک س.م.س اومد که متنش انگلیسی بود.چند دقیقه بعد دوباره س.م.س زد که اشتباه کرد و منم بی خیال شدم. فردا دوباره س.م.س زد سلام نمیشناسی؟ من زنگ زدم ببینم کیه.1 دختر برداشت و من گفتم شما؟وقتی گفت نمیشناسی.یدفعه یخ کردم.آره خودش بود.بعد 20 دقیقه صحبت کردن. من گفتم خوشحال شدم صدات و شنیدم و یاسمن جون گفت من اعصابم خرد میشه صدات و میشنوم.(یاد سریال وفا افتادم)شه جالب! گفت سریش نشیا(یعنی دیگه زنگ نزن) منم گفتم باشه ولی اجازه داد با س.م.س باهاش در ارتباط باشم.آقا چشمتون روز بد نبینه.تو این س.م.س ها هر چی دلش خواست گفت: پست.دروغگو.دوست ندارم و...(خیلی عوض شده.الان با چند تا پسر ارتباط تلفنی داره.مثلا با یه پسری میره کوه به منم می گه حساس نباش.چی بگم والا؟؟؟؟
منم سعی کردم فقط صبر کنم.البته منم حرفایی زدم که رنجوندش اما عمدی نبود.خیلی التماسش کردم.خیلی گریه کردم اما هیچ فایده ایی نداشت.نمیدونم به چه زبونی بگم تو این مدت که ارتباط تلفنی داشتیم له شدم و هیچی از من نموند.10 روز پیش گفت میخواد بره.منم گفتم خوشبخت شی و ....میدونین چی گفت؟ (شوخی یا جدیش مهم نیست.نباید میگفت) گفت: برم تنها میشینی گریه میکنیو...هی من را سوزوند.آخه من چی بگم بهش؟.البته میدونم اونم اذیت شد ولی...به من گفت عاشق امیر بوده.امیر از من بهتر بود.گفت حق ندارم خودم را با اون مقایسه کنم.اما خودش میدونه امیر کاری کرد باهاش که نشونه علاقش نبود.گفت اون اولا واسش سر کاری بودم.گفت اون موقع  میگفت مامنش گیر میده و من باید تلفن را قطع میکردم که از شرم راحت شه گفت نمیدونه چرا داره واسم وقت میذاره.گفت شماره یکی از دوستات و بده باهاش دوست شم(قبلا گفته بودم من راضیم که اون با کسی باشه که من بشناسمش تا به اون واسطه بتونم ببینمش.منم مخم عیب داشتا!!!بسوزه پدر عشق).با هر بدبختی بود خودم و راضی کردم و 2تا شماره بهش دادم.میدونین چی گفت؟نخیر اشتباه میکنین.گفت میخواستم به درجهء حماقت و بی غیرتیت پی ببرم.اما اینا همش از عشق زیاد.من حاضرم کسی پیدا شه که یاسمن بتونه دوسش داشته باشه.مشکلاتش را در میون بذاره و...با وجود اینکه نفس منه.این حرفایی بود که به من زد.من که دلیل اینکاراش ونفهمیدم شما اگه فهمیدین به من بگین. ایشالا خوشبخت شه.به اونی که میخواد برسه.کسی که دروغ نگه.پست نباشه و...
   جان مجنون قصد لیلایی نکن/جان یوسف را زلیخایی نکن
به قول خودش وقتی من نباشم آزاده.پس من که ادعای دوست داشتنش را دارم باید برم که اون آزاد باشه.خیلی چیزهارا نمیشه گفت.
دیگه موندنم هم فایده نداره چون احساسی به من نداره و منم چون شخصیتم خورد شد.غرورم شکست نمیتونم کنارش وایسم.باید همیشه زیر پاش باشم.یکی میگفت آدمایی هستن که از دیگران به عنوان یک پل استفاده میکنن
بعد از رد شدن از روی اونا فراموششون میکنن.فکر نمیکنم یاسمن اینجوری باشه. فکر نمیکنم بتونم دوباره کسی را تو دلم راه بدم.دعا کنید وسعی کنید دیگران را زیر پاتون له نکنید. منتظر نظراتون هستم.ایشالا خدا هیچ عاشق و معشوقی را از هم جدا نکند.خدا تنها کسیست که معشوق و عاشق کامل است.خدارا فراموش نکنید.
تا اینجای داستان را 2 ماه قبل نوشته بودم .اما وقتی تیر 85 جواب امتاحا نات دانشگاهم اومد دو تا درس را افتادم.مادرم که از رابطهء من و یاسی خبر داشت و میگفت قطعش کنم عصبانی شد و زنگ زد به یاسی و گفت میخواد با مامانش صحبت کنه.یاسی هم مجبور شد و شمارهء مامانش را داد.بعد از کلی صحبت معلوم شد مامان و باباش10 سال از هم جدا شدن.وقتی این را شنیدم داشتم سکته می کردم.شما جای من بودید چیکار میکردین؟خلاصه فهمیدم چندتا چیز دیگه هم از من مخفی کرده.کلی التماسم کرد که اجازه ندم مامانم به باباش جریان را بگه.میگفت تو تابلو شدی دیگه فرقی نمیکنه اما من نباید تابلو شم.فقط فکر خودش بود اما به من میگفت تو فقط فکر خودتی.
هی میخوام زنگ بزنم به باباش و همه چیز را بگم.اما دلم نمیاد.شما میگید چیکار کنم؟؟؟؟
گر از دوست چشمت به احسان اوست/ تو در بند خویشی نه در بند دوست
         خلاف طریقت بود کاولیا / تمنا کنند از خدا جزخدا
 
(اینو بگم که اگه با خوندن این داستان فکر کردین یاسمن آدم خوبی نیست و ظالم و....ایناست کاملا در اشتباهید.اون خیلی خوب و مهربون و...است.حق داشت بره.اصلا به قول خودش خوب کرد.اما...)
 
 آن که هلاک من همی خواهد و من سلامتش    هرچه کند به شاهدی کس نکند ملامتش
                                                                                      
 کاش که در قیامتش بار دگر ببینمی           آنچه گناه او بود من بکشم غرامتش
 
یاسمن اینو بدون هنوزم خیلی دوست دارم.شایدم تا ابد دوست داشته باشم.ولی دیگه...شاید یه روزی توام عاشق شدی اگه معشوقت باهات بد تا کرد.یاد من بیفت و باهاش بمون و زیر عشقت نزن  (توپ فوتبال که نیست!)  
یا علی گفتیم و عشق آغاز شد
 

حالا نوبت آهنگ واسه دانلود

 
 
MP3 128
Omid - Entezar - 04 Bahar        
Omid - Entezar - 06 Bot          
 
 
WMA 64
 

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 10235


Powered by BlogSky.com







عناوین آخرین یادداشت ها
This is my Google PageRank™ - SmE Rank free service Powered by Scriptme